کارتابل شرکت ها و فناوران
انتشارات

ماهنامه صادرات کالا و خدمات دانش‌بنیان

شماره ۲۳

بهمن 1394

آرشیو ماهنامه

ایجاد شرکت‌های تجاری بزرگ در مراکز تحقیقاتی، انستیتوها و دانشگاه‌ها (بازنگری در الگوی حمایت و توسعه دانش بنیان)

تاریخ : 1396/05/25

تعداد بازدید : 136

5 امتیاز از 1 رای

طی دوره گذشته فعالیت معاونت علمی و فناوری در حوزه توسعه صنایع دانش‌بنیان، نکات و چالش‌هایی به چشم می‌خورد که ضروری است در جهت حل آنها تدابیر مناسبی اندیشیده شود. این نکات در بخش‌های مختلف حوزه دانش بنیان وابسته به معاونت علمی و فناوری اعم از کارگروه تشخیص صلاحیت دانش‌بنیان، پارک فناوری پردیس، صندوق نوآوری و شکوفایی و در حوزه‌هایی نظیر تاکید بر توسعه کمی تعداد شرکت‌های دانش بنیان، عدم جذب سرمایه‌گذار خارجی و نیز عدم حرکت به سمت سرمایه‌گذاری خطرپذیر خوددنمایی می‌کند.

ایجاد شرکت‌های تجاری بزرگ در مراکز تحقیقاتی، انستیتوها و دانشگاه‌ها

(بازنگری در الگوی حمایت و توسعه دانش بنیان)

 

مسعود حافظی

معاون دفتر توسعه کسب و کار بین الملل

 

طی دوره گذشته فعالیت معاونت علمی و فناوری در حوزه توسعه صنایع دانش‌بنیان، نکات و چالش‌هایی به چشم می‌خورد که ضروری است در جهت حل آنها تدابیر مناسبی اندیشیده شود. این نکات در بخش‌های مختلف حوزه دانش بنیان وابسته به معاونت علمی و فناوری اعم از کارگروه تشخیص صلاحیت دانش‌بنیان، پارک فناوری پردیس، صندوق نوآوری و شکوفایی و در حوزه‌هایی نظیر تاکید بر توسعه کمی تعداد شرکت‌های دانش بنیان، عدم جذب سرمایه‌گذار خارجی و نیز عدم حرکت به سمت سرمایه‌گذاری خطرپذیر خوددنمایی می‌کند. ضرورت توجه به اقتصاد مقاومتی و برونگرایی اقتصاد دانش‌بنیان و علی‌الخصوص حوزه صادرات فناوری، ارائه الگوهای جدید توسعه صنعت دانش بنیان را متذکر می‌گردد. آنچه در این سطور بیان شده صرفاً چالش‌هایی است که بواسطه ارتباط با شرکت‌های دانش‌بنیان، سرمایه‌گذاران خارجی و اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی، نظر نگارنده را به خود جلب کرده و هدف آن است تا با طرح موضوع، پیشنهادی جهت بهبود و اصلاح امور و تعیین نقش هر یک از بخش‌های دست اندرکار حوزه دانش بنیان ارائه گردد. بدیهی است ارائه دیدگاه صاحب‌نظران در این حوزه می‌تواند در سیاستگذاری و بهبود رویه‌های موجود تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.

 

·         حمایت از ایجاد شرکت‌های دانش بنیان بزرگ بجای توسعه شرکت‌های خرد دانش بنیان در مراکز تحقیقاتی مهم (نظیر انستیتوها و موسسات تحقیقاتی، پژوهشگاه‌ها و سازمان‌های پژوهشی و دانشگاه‌ها)

یکی از مهمترین موسسات تحقیقاتی در دنیا، انستیتو Weizmann است که در سال 1934 تاسیس شده و طی ده سال گذشته بواسطه تحقیقات بنیادین در حوزه علوم زیستی، فیزیک، شیمی و انفورماتیک همواره جزء 200 مرکز تحقیقاتی برتر دنیا بوده است. این موسسه بیش از 2500 دانشجوی تحصیلات تکمیلی، محقق و عضو هیات علمی دارد[1]. این انستیتو استراتژی بسیار هوشمندانه‌ای را برای توسعه تکنولوژی و خلق ثروت از دانش علوم پایه و بنیادین دارد که بررسی آن توسط سیاستگذاران حوزه دانش بنیان، می‌تواند روند جدیدی را در راه توسعه شرکتهای دانش‌بنیان ایجاد نماید و سبب کارایی بهتر رویه‌های تجاری‌سازی تحقیقات گردد.

انستیتو Weizmann بجای اصرار به محققین خود برای ایجاد شرکت تجاری فردی و درگیر ساختن نخبگان علمی با مقوله‌هایی نظیر شرکت‌داری و اصول مدیریت منابع انسانی، اخذ استانداردها و مجوزهای فعالیت قانونی، شناسایی استراتژی‌های تجاری‌سازی و رقابتی، امور حسابداری و مالیاتی و بیمه‌ای، تامین مالی و بودجه، مقوله‌های فروش، بازارسازی، بازاریابی، تحلیل رقبا، مدیریت تکنولوژی، مدیریت برند و ...، اقدام به ایجاد یک شرکت تجاری با نام Yeda و با هدف تجاری‌سازی و انتقال تکنولوژی از انستیتو Weizmann به صنعت، مشتریان و سرمایه‌گذاران کرده است. عواید ناشی از تجاری‌سازی یا فروش دانش فنی محققین این انستیتو مجدداً در راستای تحقیقات پایه سرمایه‌گذاری می‌گردد. عملکرد این شرکت بر چهار اصل استوار است:

-         شناسایی پروژه‌های دارای پتانسیل تجاری و نیازسنجی بازار و صنعت

-         حفاظت از مالکیت معنوی انستیتو و محققین آن

-         ایجاد روابط تجاری، ارائه لیسانس اختراعات و تکنولوژی‌های انستیتو به صنعت

-         ایجاد کانالهای تامین مالی از صنعت و دولت برای پروژه‌های تحقیقاتی

طبق آخرین آماری که این انستیتو طی سالهای 2013-2014 ارائه نموده، بیش از 2500 تکنولوژی به شرکتها و صنایع بهره‌بردار ارائه داشته که از این بین حدود 130 تکنولوژی منجر به عقد قراردادهای محرمانگی اطلاعات و جذب بخش‌های سرمایه‌گذار گردیده است. در این بین حدود 65 قرارداد واگذاری تکنولوژی بصورت لیسانس منعقد شده است. همچنین این شرکت موفق به جذب سرمایه از بخشهای خصوصی برای 70 پروژه تحقیقاتی مورد تقاضای صنعت شده و بعضاً خود شرکت نیز بسته به تقاضای بازار اقدام به سرمایه‌گذاری برای توسعه تکنولوژی کرده است. همچنین طی این دوره حدود 160 ثبت اختراع توسط این شرکت برای محققین انستیتو به ثبت جهانی رسیده است.

این شرکت اقدام به ایجاد Spin-Off هایی نظیر MabTrix، Alma Bio Therapeutics، NanoCell Ltd.، Soligenix، MBcure و 30 شرکت دیگر نموده که هر یک بطور تخصصی در راستای تجاری‌سازی نتایج تحقیقات محققین موسسه ایجاد شده‌اند. این مجموعه تاکنون تکنولوژی تولید 17 داروی ضدسرطان و پرحاشیه سود را در حوزه بیوتکنولوژی ایجاد نموده و آنها را با همکاری شرکتهای بزرگ دارویی روانه بازارهای دارویی دنیا نموده است. فرآیند تجاری‌سازی تحقیقات محققین انستیتو در این شرکت نیز به شرح شکل زیر است.

filereader.php?p1=main_1679091c5a880faf6

شکل 1. نقش شرکت Yeda به عنوان بازوی تجاری‌سازی انستیتو Weizmann و صنعت

 

همانطور که مشاهده می‌شود شرکت Yeda به عنوان بازوی تجاری‌سازی دانشمندان انستیتو در مراحل مختلف ارزیابی پتانسیل تجاری و ثبت یک مالکیت معنوی، آماده‌سازی و راهبری فرآیند ثبت اختراع، شناسایی ظرفیت ارائه لیسانس دارایی معنوی (همزمان با شناسایی طرف لیسانس گیرنده در صنعت)، مذاکرات حرفه‌ای و عقد توافق لیسانس تکنولوژی بین محقق و بخش خصوصی بهره‌بردار، تامین منابع مالی و کنترل پروژه (جذب منابع مالی از صنعت)، نظارت بر فرآیند انتقال تکنولوژی و توسعه محصولات در صنعت، نظارت بر فروش محصولات در صنعت و کنترل دریافت رویالتی به نفع موسسه و شرکت ورود نموده و کل فرآیند خلق ثروت از علم را راهبری می‌نماید. الگوی ارائه شده این موسسه به عنوان یکی از پذیرفته شده‌ترین مدل‌های تولید ثروت از علم می‌باشد.

از طرفی در ایران، با داغ شدن تب شرکتهای دانش‌بنیان و خلق ثروت از علم، طی سالهای اخیر اعضای هیات علمی و محققین موسسات تحقیقاتی بزرگ نظیر انستیتو پاستور ایران، موسسه تحقیقات واکسن و سرم‌سازی رازی، سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران و سایر مراکز مهم تحقیقاتی و دانشگاهی به ایجاد شرکتهای کوچک دانش‌بنیان ترغیب و تشویق شده‌اند که اغلب یک یا چند تن از اعضای هیات علمی و تنی چند از دانشجویان ایشان، به عنوان هسته اصلی شرکت و با تکیه بر یک یا چند ایده تحقیقاتی- تجاری قدم در کسب و کاری می‌نهند که خود از پیچ و خم مسیر و انتهای آن بی‌اطلاع هستند. تردیدهای زیادی در خصوص موفقیت این نوع کسب و کارهای کوچک در فضای اقتصادی کشوری که رتبه نه چندان بالایی در سهولت فضای کسب و کار آزاد برای بخشهای خصوصی دارد را می‌توان تصور نمود و بعضاً تعامل با بسیاری از صاحبنظران و اعضای هیات علمی نیز موید این واقعیت است که شاید خلق ثروت از علم بخصوص در مراکز تحقیقاتی بزرگ از طرق دیگری نیز میسر باشد که شاید در دنیای تخصصی و رقابتی امروز از مطلوبیت بیشتری برخوردار باشد. هر چند مدل ایجاد شرکتهای کوچک دانش‌بنیان در مورد برخی از اساتید و اعضای هیات علمی که خود از شم اقتصادی و تجاری مناسبی برخوردارند، برای بازارهای داخلی موثر بوده و بعضاً برخی از این افراد طی سالهای اخیر توانسته‌اند در فضای تحریم و محدودیتها دستاوردهایی داشته باشند، لیکن با باز شدن فضای سیاسی و اقتصادی کشور، رقابت‌پذیری این بنگاه‌های کوچک کسب و کار با رقبای جهانی نه تنها در بازارهای بین‌المللی بلکه حتی در بازارهای داخلی نیز بسیار دشوار خواهد بود. هر چند دولت مکانیسمهایی را برای حفاظت و صیانت از بازارهای داخلی و تولید داخلی طراحی نموده، لیکن تا زمانی که شرکتهای تکنولوژی محور داخلی به بازارهای جهانی دست نیابند، اهداف اقتصاد مقاومتی و برونگرایی اقتصاد محقق نخواهد شد.

از طرفی در دنیای تجارت بین‌المللی امروزی، هزینه‌های سربار تحقیق و توسعه در استانداردهای بین‌المللی به حدی بالاست که شانس رشد و ارتقای شرکتهای کوچک SME عملاً چندان بالا نبوده و در صورت حدوث، صرفاً بصورت اتفاقی یا مبتنی بر جسارت و نبوغ ذاتی مالک کسب و کار است. به عنوان مثال در حوزه داروهای پیشرفته بیوتکنولوژی هزینه ثبت یک دارو در اتحادیه اروپا بالغ بر 25 میلیون یورو برآورد می‌شود که عملاً هیچ یک از شرکتهای دانش‌بنیان ایرانی (بخصوص شرکتهای کوچک مستقر در مراکز تحقیقاتی) در شرایط فعلی توانایی ورود به این فضای تجاری را ندارند و شایسته است الگوهای کاربردی جدیدی برای ورود به فضای تجارت بین‌المللی و اقتصاد مقاومتی در حوزه توسعه تکنولوژی و بازار طراحی شود.

ایده ایجاد شرکتهای بزرگ دانش بنیانِ تجاری‌سازی در مراکز تحقیقاتی، دارای مزایایی برای صنعت دانش بنیان کشور است که برخی از آنها به شرح زیر ارائه می‌گردد.

1-     ساماندهی حوزه‌های جذاب تحقیقاتی و مورد تقاضای بازار در مراکز تحقیقاتی بزرگ

2-     تجاری‌سازی دستاوردهای تحقیقاتی بر اساس روش ترجیحی فروش دانش فنی، ارائه لیسانس و یا تولید مشترک

3-     ارائه خدمات صیانت از مالکیت فکری در حوزه بین‌المللی

4-     مدیریت منابع مالی، جذب سرمایه، سرمایه‌گذاری و تامین بودجه تحقیقات دارای پتانسیل تجاری

5-     ایجاد شبکه‌های سرمایه‌گذاری و بین‌المللی سازی دستاوردها

6-      جلوگیری از درگیر شدن محققین در امور اداری و بروکراتیک شرکت داری و مسائل وابسته به آن

7-     تخصصی اداره شدن شرکت از منظر داشتن برنامه‌های استراتژیک، مدیریت و راهبری، نظارت و کنترل بودجه، توسعه شبکه‌های داخلی و برون مرزی و هدایت و راهبری اقتصادی مراکز تحقیقاتی و پژوهشی

عدم توجه به الگوی ایجاد شرکتهای بزرگ دانش‌بنیان تجاری، باعث گردیده علاوه بر از دست رفتن مزایای فوق، کند شدن روند تجاری‌سازی دست یافته‌های محققین، از دست رفتن فرصتهای ورود به بازارهای جهانی نیز صورت پذیرد و به موازات در نهادهایی نظیر معاونت علمی و فناوری و نیز صندوق نوآوری و شکوفایی مراکزی تحت عنوان "مراکز توانمندسازی" شکل گیرند که عمده هدف ایشان، آموزش اصول اولیه شرکت داری و قواعد ورود به دنیای تجارت به شرکتهای SME است که به نظر نگارنده در با توجه به ظرفیت و کشش این شرکتها، این برنامه‌های توانمندسازی نیز نمی‌تواند توفیق و خروجی چندانی کسب نماید و اصولاً راهکار درستی نیست.

 

·         سهامداران شرکتهای بزرگ تجاری مراکز تحقیقاتی

نکته مهمی که در خصوص ایجاد شرکتهای بزرگ تجاری وجود دارد بحث ساختار حقوقی شرکت است. ترکیب سهامداران و ماهیت حقوقی این شرکت ترجیحاً باید وابسته به خود اعضاء هیات علمی مراکز تحقیقاتی و از نوع سهامی خاص باشد. نکته‌ای که در اینجا جای بحث دارد، تجربه ایجاد صندوقهای پژوهش و فناوری در برخی مراکز تحقیقاتی کشور است.

هر چند ایجاد صندوق‌های پژوهش و فناوری در برخی مراکز تحقیقاتی شباهتهایی به ایده ایجاد شرکتهای دانش‌بنیان تجاری دارد، اما عملاً با واکاوی سیستم مدیریت این صندوقها، ماهیت شبه- دولتی آنها پررنگ‌تر به نظر می‌رسد و عملاً طی سابقه بیش از 10 سال فعالیت این بنگاه‌ها، کمتر صندوق پژوهش و فناوری بوده که رویکرد بین‌المللی داشته باشد و بتواند توجه اعضای هیات علمی را به نحوی به خود جلب نماید که تجاری‌سازی دستاوردهای تحقیقاتی از کانال ایشان در قالبی غیر از تسهیلات محقق شود. اغلب این صندوقها در زمان سرمایه‌گذاری مشترک با یک محقق فعال در مراکز تحقیقاتی، در یک طرف میز قرار می‌گیرند و محقق یا عضو هیات علمی در طرف دیگر. تعاملات در خصوص ارزشگذاری دانش فنی و سهم طرفین در مشارکتهای خطرپذیر به سختی و کندی پیش می‌رود و عملاً رویکرد این صندوق‌ها بیشتر به سمت ارائه تسهیلات پیش می‌رود تا هدایت و راهبری تیم نخبگان یک مرکز تحقیقاتی در مسیرهای تولید ثروت از علم و بهره‌گیری از توان علمی محققین در راستای تحقق نیازهای بازار. تفاوت دیگری که بین ایده شرکتهای تجاری و صندوقهای پژوهش و فناوری وجود دارد، ماهیت قالب این صندوقهاست که عمدتاً از جنس بنگاه‌های مالی هستند و اهدافی نظیر رصد تکنولوژی، رصد بازار و راهبری صاحبان علم از ایده تا بازار بین‌المللی در این صندوق‌ها به ندرت مشاهده می‌شود. آنچه دغدغه بسیاری از محققین و صاحبان ایده است، اعتماد به یک مرکز تجاری‌سازی یا شرکت است که بتوانند همه امور تجاری‌سازی دانش فنی شان را به وی محول نمایند که عملاً در قالب فعلی فعالیت صندوقهای پژوهش و فناوری، بخش عمده بار اجرایی تجاری‌سازی دستاوردهای تحقیقاتی بر دوش خود ایشان خواهد بود.

آنچه در ایده شکل‌گیری شرکتهای بزرگ تجاری در مراکز دولتی مدنظر قرار دارد، مشارکت جدی و سهامداری اعضای هیات علمی و محققین مراکز تحقیقاتی در ایجاد چنین شرکتی است. تصور نمائید در مرکز تحقیقاتی نظیر انستیتو پاستور ایران بجای ایجاد حدود 90 شرکت دانش‌بنیان خرد توسط اعضای هیات علمی که تک تک آنها را درگیر مسائل غیرعلمی و وقتگیری نظیر امور شرکتداری، تامین مالی، مالیات و بیمه، فروش، برندسازی، مسائل خرد و کلان شرکتداری و ... می‌نماید، همه این اعضاء به قدر منابع مالی که بابت خرید سهام به شرکت می‌پردازند یا بابت فروش دانش‌فنی ارزشگذاری شده‌شان به شرکت تجاری، سهامدار این شرکت شوند. برخی از مزایای ایجاد این شرکت تجاری بزرگ به شرح زیر خواهد بود:

-         محققین انستیتو در انتخاب نخبگان خود به عنوان هیات مدیره نقش اساسی دارند.

-         محققین بجای درگیر شدن در امور وقتگیر شرکتداری، با فراغ بال به امور تحقیقاتی و پژوهشی خود می‌پردازند و دانش فنی ارزشگذاری شده ایشان در قالب قراردادهای مناسب که نفع طرفین لحاظ شود، به عنوان دارایی فکری شرکت از ایشان خریداری گردیده و در ازای آن سهام به محقق تعلق می‌گیرد.

-         محققین در صورت نیاز به تامین مالی، شخصاً درگیر امور تامین مالی نمی‌گردند و تیم حرفه‌ای مسئول تامین مالی در شرکت، در این خصوص اقدام می‌نماید.

-         تیمهای حرفه‌ای مذاکره کننده داخلی و بین‌المللی در شرکت جهت فروش دانش فنی، ارائه لیسانس و موارد مرتبط با تجارت تکنولوژی یا محصول تولیدی بسته به موقعیت استراتژیک تکنولوژی و محصول وارد عمل می‌شوند و محقق صرفاً در موارد ضروری و فنی درگیر موضوع خواهد شد.

-         انتخاب موضوعات تحقیقاتی با مشورت تیم حرفه‌ای مطالعه بازار و تجاری‌سازی شرکت و پس از ارزیابی ریسک و شانس موفقیت در بازار توسط محققین انتخاب می‌گردد و از اتلاف منابع مالی و وقت نیروی انسانی جلوگیری به عمل می‌آید.

-         ساختارهای حرفه‌ای فروش، بازارایابی و حتی بازارسازی در بخش بازرگانی این شرکتها ایجاد می‌گردد که با روشهای نوین بازاریابی، استراتژی‌های صحیح ورود به بازارهای داخلی و خارجی را تعیین و راهبری می‌کنند.

همانطور که مشاهده می‌شود ایجاد چنین شرکتی در مراکز مهم تحقیقاتی علاوه بر جذب مشارکت خود نخبگان در مدیریت و توسعه ثروت از علم، باعث اداره حرفه‌ای بنگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی می‌گردد و به نوعی در دنیای به شدت تخصصی قرن 21، تعبیر این جمله نغز است که هر کسی را بهر کاری ساختند، مهر آن را در دلش انداختند.

 

·         نقش صندوق نوآوری و شکوفایی در ایجاد شرکتهای بزرگ دانش بنیان تجاری در مراکز تحقیقاتی بزرگ

نکته مهم دیگری که در بحث مدیریت ورود سرمایه‌ها به حوزه دانش‌بنیان وجود دارد، بحث سرمایه‌گذاری خطرپذیر است که عامل شتاب افزون بسیاری از کشورها در حوزه‌های علم و فناوری است. هر چند اعطای تسهیلات از سیستم بانکی و یا صندوق نوآوری و شکوفایی به شرکتهای دانش بنیان تا حدی پاسخگوی نقدینگی موردنیاز شرکتهای دانش بنیان SME خواهد بود، اما باید پذیرفت که ورود به دنیای تجارت و بخصوص تجارت بین‌المللی، نیازمند صرف وقت و توان فوق‌العاده برای مدیران شرکتها (اعضای هیات علمی ) خواهد بود که این مساله به تدریج باعث خروج اعضای هیات علمی از دایره تحقیق و تولید علم خواهد شد و در خوشبینانه‌ترین حالت، از کیفیت مقالات و تولیدات علمی ایشان و به تبع آن تولیدات علمی کشور خواهد کاست و دلیل اصلی آن عدم تمرکز و اشتغال اساتید و محققین فعال در مراکز پژوهشی بر امور تحقیقاتی و سپردن آن به دانشجویان تحصیلات تکمیلی‌شان خواهد بود.

نگاهی به عملکرد صندوق نوآوری و شکوفایی به عنوان بازوی تامین مالی شرکتهای دانش بنیان موید این مساله است که این صندوق نیز به مثابه صندوق‌های پژوهش و فناوری راهکار اعطای تسهیلات را به انجام سرمایه‌گذاری خطرپذیر ترجیح داده است. صرف نظر از نگرانی‌های سیاسی حاکمیتی که مدیریت کلان صندوق را در اتخاذ این تصمیم استوار ساخته، نبود الگوی مناسب برای ورود به فاز سرمایه‌گذاری خطرپذیر نیز یکی دیگر از مشکلات پیش روی صندوق نوآوری و شکوفایی بوده است. پیشنهاد ایجاد شرکتهای بزرگ تجاری دانش بنیان برای حل این مشکل و تزریق سهل‌تر منابع مالی می‌تواند راهکاری باشد که به برون رفت از این شرایط کمک خواهد نمود. به عنوان مثال، صندوق نوآوری و شکوفایی می‌تواند در ایجاد این شرکتهای بزرگ در مراکز تحقیقاتی نقش سهامداری ایفا نماید و در مشارکت با اعضای هیات علمی اقدام به تزریق منابع مالی اولیه به این شرکتها کند. حمایت از پروژه‌های تحقیقاتی دارای پتانسیل تجاری‌سازی در این شرکت، از طریق اعطای سهام به پیشنهاد دهنده دانش فنی (د رازای ارزش دانش فنی وی) و سپس مشارکت مالی شرکت و مدیریت پروژه توسط شرکت تجاری‌سازی تا حصول به دستاوردهای مورد انتظار بسیار ساده‌تر از حالتی است که تیم ارزیابی و نظارتی صندوق بخواهد درگیر تک تک پروژه‌های کوچک این مراکز پژوهشی گردد و این تعدد درخواستها از شرکتهای کوچک نوپا باعث طولانی شدن روندهای ارزیابی و نظارت گردد.

بسیاری از محققین کشور به علت عدم آشنایی با برخی مفاهیم بازار و تجاری‌سازی و رویه‌های ارزیابی صندوق نوآوری و شکوفایی، فشارهای ناخواسته‌ای را به صندوق نوآوری و شکوفایی وارد می‌کنند که کنترل این فشارها و نارضایتی موجود نیز از طریق مشارکت دادن این اعضاء در سهام شرکت، متعادل کننده شرایط موجود خواهد بود. عضو هیات علمی که خود به پتانسیل تجاری ایده و طرحش اعتقاد و یا اطمینان ندارد، حاضر نخواهد بود شرکتی که بخشی از سهامش متعلق به خود وی است، درگیر سرمایه‌گذاری گردد که احتمال شکست آن بالاست. مضافاً اینکه مکانیسمهای نظارتی و ارزیابی موجود در خود شرکت بزرگ تجاری‌سازی که از طریق سهامداران (اعضای هیات علمی) برای انتخاب افراد اصلح به سمت مدیران تدارک دیده می‌شود، باعث می‌گردد حداقل انحرافات و نارضایتی در بدنه این مراکز تحقیقاتی از عملکرد صندوق نوآوری و شکوفایی وجود داشته باشد. در این مدل مشارکت خطرپذیر، صندوق نوآوری و شکوفایی و سایر سهامداران شرکت بزرگ تجاری دانش بنیان، بر اساس عملکردهای سنواتی، پروژه‌های پیشنهادی جاری و دستاوردهای حاصل سنواتی، بودجه اکتسابی و یا موردنیاز سالانه را پیش‌بینی می‌کنند و از طریق افزایش سرمایه سالانه و یا ورود منابع حاصل از تجاری‌سازی دستاوردها به برنامه‌ریزی برای پیشبرد کسب و کار می‌پردازند. آنچه حاصل می‌گردد بهبود نرخ سرمایه‌گذاری خطرپذیر صندوق نوآوری و شکوفایی، تسهیل و تسریع فرآیندهای ارزیابی و نظارت، مدیریت نخبگان بر نخبگان در مراکز پژوهشی و تحقیقاتی و کاهش نرخ نارضایتی از عملکرد دولت و تامین مالی صندوق نوآوری و شکوفایی خواهد بود.

 

 

 

 

نظر شما